زیبایی صورت خود را نمی ترسم به زشت

Sahar-فارسی‘s, رمان, زیبایی صورت خوداست و داستان Afaf رحمانوسط کودک در یک فلسطینی خانواده آمریکایی در تلاش برای ایجاد راه خود را در شیکاگو است. این bookended توسط یک حمله تروریستی در ایران برای دختران, با نهایی فصل که به احتمال زیاد به شما را ترک discomfited اما قلب آن است که یک coming-of-age سفر در میان شخصیت های هر دو غیر منتظره و قابل تشخیص است. منتشر شده در مارس توسط W. W. Norton, این اولین رمان برای-فارسی که مجموعه ای از داستان های کوتاه و کد غربدر آمد در سال 2017. (او بحث خواهیم کرد آن را در زنان و کودکان اولین رویداد مجازی در 7 ساعت 5 اوت.) در اینجا یک نسخه ویرایش شده از یک مصاحبه تلفنی هفته گذشته است.

دیانا Isaacs: این یک داستان غرق در فلسطین, فرهنگ آمریکایی, اما آن را نیز یک واقعی شیکاگو کتاب; چگونه این اتفاق افتاد ؟

Sahar-فارسی: این سرگذشتی اما تنظیمات بدیهی است که فوق العاده برای من آشنا. من متولد شیکاگو و من رفتم به سنت سیمون پيامبر در سمت جنوب آن محله مدرسه کاتولیک. ما تنها اعراب و مسلمانان در آن مدرسه. زمانی که من ده سال پیر ما رفت خارج از کشور به فلسطین. ما وجود دارد و پنج سال بود که در شکل گیری و احتمالا اولین بار من احساس من تعلق دارد. وجود دارد بسیاری از شرح مثل من; همه ما رفت و به یک باور نکردنی مدرسه تاسیس شده توسط آمریکا کویکر. من برگشتم به شیکاگو به عنوان یک دانشجوی سال دوم در Gage پارک دبیرستان فارغ التحصیل شد و از وجود دارد.

Afaf مشکل در مدرسه و بیشتر مشکل در صفحه اصلی; معده او “گره” و هنگامی که او فکر می کند در مورد مادر. چه با آن شخصیت ؟

او نه نوع مادر که یک کودک سزاوار است. من تصور او به عنوان کسی که فوق العاده خراب است. او آواره از کشور خود را زمانی که آنها مهاجرت و پس از آن او از دست می دهد او نخستزاده. بنابراین غم و اندوه می کشد تلفات خود را در او و trickles به رابطه با Afaf. او می آید به عنوان فوق العاده خشن اما آنچه من قصد دارم به انجام تقریبا همه چیز من نوشتن است که به خوانندگان در درک که در آن شخصیت های در حال آمدن از. من علاقه ای ندارم در توجیه رفتارها. من علاقه مند در آنچه در حال انتخاب است که ما را از نیروهایی که ما را همراه ؟ و است که می توان گفت برای تیرانداز همین دلیل است که من او را شامل. من هم هجوم که استعاره از فلسطینی مادر که تمایل به رنج می برند و اساسا مورد آزار قرار گرفته توسط یک سلطه گر ،

که فقط یکی از راه های که در آن این است که داستان خوانندگان ممکن است انتظار; آیا آن را سخت برای پیدا کردن یک ناشر?

در این صنعت مهم برای ناشران به بسته کتاب—آنها تنها اجازه در برخی از روایات. کتاب توسط نویسندگان آمریکایی نسبتا محدود است; من احساس مسئولیت است. من فقط نمی خواهید برای ادامه به باد کلیشه. من heartened توسط خوانندگان که رسیده ام به می گویند که آنها تا به حال دفعات بازدید: این قبل از.

بدون رفتن به اسپویلر قلمرو شما می توانید بحث در مورد پایان دادن به?

من یک فرد خوشبین اما من همچنین مقاومت در برابر ساخت مخاطبان به خصوص سفید مخاطبان احساس امیدوار و خوب است. من از انتهای همیشه در خدمت به تجارب شخصیت های من. من تا به حال رد با یادداشت های در مورد چگونه من نیاز به رها کردن تیرانداز که واقعا به من خشم. من فکر کردم آن را مانند به نظر می رسد این صنعت فقط رفتن به آن را رد کند چرا که آنها نمی خواهند من به این داستان. من نمی دهد تیرانداز زمان; من اجازه نمی دهد او را به اعتراف. من فکر می کنم این اشتباه را حتی حدس و گمان فراتر از “خوب در اینجا این است که چگونه او رادیکال.” من نمی باید پاسخ. من در تلاش برای حل مشکلات جهان است. اما من می خواهم به فکر می کنم که بعد از خواندن این خواننده است که رفتن به تغییر کمی شاید در تفکر خود را.

ما شنیدن بیشتر در مورد این خانواده ؟

هیچ حداقل نه برای هم بودن. من فقط به پایان رسید در اولین پیش نویس خشن دوم رمان; این چنین عجیب و غریب زمان برای انتشار یک کتاب در این بیماری همه گیر. خدا رو شکر من تا به حال این پروژه دیگر. من نیاز به اجازه دهید این کتاب به رفتن در سفر خود را در میان خوانندگان و من نیاز به ادامه به نوشتن. v

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de