پنهان

screen_shot_2020-04-27_at_12.00.01_pm.png

اگر شما درایو جنوبی از شیکاگو از طریق صنعتی plumes گری ایندیانا سپس در اطراف لبه جنوبی دریاچه میشیگان و سپس شمال فراتر از شهرهای بندر کشور و سپس خاموش ایالتی بر روی یک کشش به نام ستاره آبی بزرگراه و سپس شما را از خاک و آتش خطوط است که در گسترده ای نوردد از تلماسه و ساحل. در اینجا در یک شهر به نام پنهان, من شده است هوازدگی از این بیماری همه گیر را با خانواده ام در شش هفته گذشته.

پنهانی. جدید انگلستان مهاجران از این شهر در 1855 می دانست که این کلمه به معنی پناهگاه و عقب نشینی است. آنها به احتمال زیاد در زمان این نام را از کتاب اشعیا: باید به وجود یک خیمه برای یک سایه در روز از گرما و به جای پناه و به صورت پنهان از طوفان و باران.

اما ما به سختی در رحمت از عهد عتیق خدا. ما به طور کامل در رحمت خود.

من سه پسر سنین دوازده ده و هفت. رفتیم تا برای آنچه که ما فکر ممکن است یک آخر هفته طولانی و پس از آن باقی ماند به “پناهگاه در محل” پس از شیکاگو بسته شهردار این شهر پارک ها و lakefront. من بسته بندی شده یک نسخه از هنری جیمز طولانی اواخر رمان سفیرانبه عنوان اگر دانستن چیزی—یا چیزی—که قرار بود به اتفاق می افتد. ما وارد پوشیدن parkas. هفته گذشته هنگامی که من به پایان رسید و رمان پسر من عینک کوتاه وقتی که من marshaled آنها خارج است. مهلت از طوفان است.

ما در حال “خوب” تا اینجا من می گویم به دوستان که پنهان پیچیده درام از زندگی خصوصی و حتی آن را به عنوان اغلب درست است. بیشتر سخت پاسخ خواهد نمودار وحشی کالیبراسیون از ذهن من به عنوان من ضامن میان نکته گفتگو با همکاران بیش از ایمیل اواخر شب خواندن و تمایل به قرار دادن چیزی به کلمات در حالی که به طور کامل به دانستن است که من با شکست مواجه خواهد شد برای پیگیری ناخالص تحولات این چیست. این است که “کار از خانه” این است آخرالزمان از کشور زندگی است. که زندگی من زندگی به سختی تهدید استثنایی خطرات هر روز گرفته شده توسط تحویلدار تحویل مردم و مراقبت از سلامت کارگران. من یک داستان جداگانه و یا به جای من هیچ داستان در همه. اشکال که شکل من روزها فکر من باید همه از بین رفته. رفته ساعت در کتابخانه در شیکاگو جایی که من کار; وعده های غذایی با دیگران; unprompted مکالمات من با زنان است.

من چه بوده است “خوب” است و مادر بودن. بیش از شوهرم—به جرات میتونم بگم خیلی بیشتر—من جذب شده توسط این نوع از کار است که هنوز هم کاملا نامرئی به اقتصاددانان. من این ساز از زمان و چگونگی آن تقسیم شده است: “آموزش از راه دور” برای من در قدیمی تر پسران; بیشتر خواندن با جوانترین; غذا; پیاده روی; تماس با دوستان و خانواده. من هم صمیمی با خلاء.

لامبرت Strether های میانسال شخصیت از سفیران, عجایب اگر زندگی است در واقع او گذشت توسط. از شهر جدید انگلستان از Woollett ماساچوست او می رسد در اروپا به بهانه چاد Newsome این پسر متمرد از Woollett زن بیوه به آنها Strether مشغول است. اما Strether dawdles. او در می یابد ظریف اصلاحات پاریس مندرج در مادام د Vionnet چاد است ، تنها قابل توجه کودک در سفرای است مادام د Vionnet دختر تقریبا رشد کرده که به نظر می رسد در یک گاردن پارتی در لباس سفید و “آرام plumed کلاه سفید” تحویل به Strether مثل یک کنده شکوفه. به عنوان برای چاد نفیس و دنیوی او فرض هیچ چیز از آداب و رسوم گذشته خود زندگی است. آن را سخت را برای یک مرد جوان و هوا به قطع خود را بیشتر به طور کامل از چاد را در این برهه از هر تشخیص از هر جنبه قابل تصور از جدید انگلستان زن پدر و مادر است. چاد به نظر می رسد به عنوان اگر او هیچ مادر یا قطعا هیچ prim مادر از جدید انگلستان است.

آزادی است اما رادیکال قطع از وظیفه یک خانواده ؟ خطر از تجربه فراتر از رفتار یا کنوانسیون? و یا آن را یک نوع اختراع مجدد یک reseeing از افراد دیگر یک میدین چگونه روابط را تغییر دهید ؟ جیمز رمان فوقالعاده نمی دانم.

زمانی که Strether در ابتدا می رسد در اروپا و او در دیدار جذاب با احتیاط زنی به نام ماریا Gostrey که شناسایی آمریکایی خود را “شکست.” دو نگاهی به پیاده روی را از طریق شهرستان دیواره باستان که در طی آن Strether fitfully چک های خود را تماشا کنید. “عدم لذت بردن از” دوشیزه Gostrey Strether می گوید “چیزی است که منظور من است.”

بسیاری از ما روز و در پنهان با صمیمیت با لذت, من پیدا کرده اند در چرخه زندگی خانوادگی به خصوص در زمان ما صرف خارج از منزل. ما راه رفتن را از طریق ضخیم جنگل رشد کرده و از نابودی جنگل های باستانی. ورود به سیستم ایجاد شده پنهانی, یک تکه, شهر مرزی در حال حاضر اعتبار برای آن کنجکاو تاریخچه نژادی یکپارچه سازی. پنهان هرگز postbellum فریتاون و نه آرمانی جامعه: آن مجتمع و مدارس و کلیساها و سیستم های سیاسی—به عنوان اوایل به عنوان 1860s—به نظر می رسد شده اند و در نتیجه کمیاب ضرورت است. من تعجب می کنم که در مورد این تاریخ در مورد آنچه انسان قادر به تبدیل شدن به زمانی که آنها را رها چه به آنها گفته شده است به زندگی می کنند.

نگه داشتن یک برنامه, هر کس می گوید به خصوص با فرزندان جوان است. اما برخی از درخشان ترین ساعت برنامه ریزی نشده هستند. چند روز پیش من 12 ساله شلاق جلوتر از من به عنوان ما در حال اجرا بودند و من احساس وجد آمدیم در وسط روز در کوتاه پشت سر هم از خورشید است. من گرفتار در بالای تپه جایی که ما سقوط به تپه چمن. زمان ما احساس به سرقت رفته مخفی.

اما آنچه در مجموعه من شعله ور است که عدم اطمینان از این زمان و آن عدم اذعان ارزش. “ضروری” من نه. طرح هر روز باز است و منتشر در حال توسعه نسبت به هیچ چیز. آن را نمی خواهد من تعجب اگر من به یاد داشته باشید کمی متمایز در مورد این زمان دیگر از این راه است که آن را احساس می کند: کم-fi همهمه از بی قراری و ناخرسندی و عبا از گناه است که کفن من است. من که هستم—با خانواده, سلامت من—به شکایت ؟ من می دانم که وضعیت من نسبت به بسیاری از است یک آهنگ از ناراحتی. در عین حال چقدر زمان و چه مقدار ؟ حقیقت این است که—در اینجا از آن می رود که بچه ها لازم نیست تا این حد از من. آنها نیاز به افراد دیگر, دیگر تشویق راه های دیگر از تفکر و توضیح. یک مادر می دهد و به, اما آن را هرگز خواهد بود به اندازه کافی. این است که بیشترین بیشتر آشنا اضطراب سخت و ناگهانی از قرنطینه.

من خروج به جیمز دشوار نثر. خواندن در شب, رمان خواسته های یک نوع منحرف تمرکز توجه از زبان است که غیر ممکن خواهد بود از طریق صدا و تماس در ساعات روز. من به نظر می رسد که به دنبال سخت ترین چیز—خالص و توجه همه آن را. اما سفیران نیز هیچ چیز نیست. این آگهی من هیچ جا untethered میکنند به طور کامل از خود من پروژه های حرفه ای. من آموزش James یا صحبت کردن در مورد جیمز و یا نوشتن در مورد جیمز. در عین حال من اینجا هستم, دریاچه خارج و با صدای بلند قرار دادن این همه به کلمات.

“هرگز در صبح خیلی دیر” لامبرت Strether همچنان بیش از قهوه و یک رول در هتل salle à mangerیک محل برای او از “غنی نشخوار فکری.” او تجدید نظر خود را از مکالمات او شگفتی اگر او درک کرده است هر کس به وضوح. Strether را توصیه چاد به ماندن کمی طولانی تر در اروپا به اجازه روابط خود را اجرا کنند; به تاخیر در بازگشت خود را به Woollett و چنگال از خانواده کسب و کار به سود سرمایه داری آمریکا.

من شده اند با بیدار شدن بسیار زود هنگام و بیش از حد به امید کار قبل از پسران من ضربت را از تخت خود را. من دریغ قبل از ارسال دقیق ایمیل به همکاران: سقوط, سمینار, کنفرانس بهار یک نمایشگاه در سال 2021. چه اخلاقی استراتژی برای برنامه ریزی در گذشته این بیماری همه گیر? که حتی می توانید تصور کنید که این دور است ؟ در این ساعت از روز به سرعت حل و حاضر گردان, به نظر می رسد ما تنها مرکز. یک دوست نزدیک در گوشی به من می گوید به آهسته برو پایین. چند روز بعد نیویورک تایمز در واقع می گوید همان چیزی که در یک ستون به نام “سلامتی” یا “نتیجه” یا “هوشمندانه تر زندگی می کنند.” یا شاید آن را به شیکاگو تریبیونکه هنوز منتشر—جذابیت آن—طالع بینی و کمیک است. مقاله ناپدید شده است و من دائم در حال چرخش است.

در پایان یک زوم تماس با همکاران به عنوان whitecaps پوند ساحل, curl و فریاد زدن من الهه شعر و موسیقی, امیدوارم: شاید این دوره از انزوا خواهد ما یاد می دهد که چگونه ما می توانیم دسته جمعی بسیج برای عذاب قریب الوقوع است. ممکن است ما خواهان آن است که دولت ما اعمال تغییرات در عادات ما مصرف? شاید ما در حال حاضر می تواند مجبور واقعا مجبوربه نجات سیاره ما. چه می شود اگر ؟

همکاران من مشکوک هستند. چگونه خود را پسران ؟

یک بعد از ظهر هنگامی که پسر من به طور خلاصه به نظر می رسد علاقه مند در آنچه که من انجام شده است من به آنها بگویید در مورد سفیران. من سعی می کنم برای توصیف جیمز اواخر سبک: وابسته به بند این circumlocutions این intimations در گفت و گو محوری که در واژه “همه” و “هیچ چیز نیست.” لامبرت Strether در roams پاریس و بیدار به نفسانی زندگی که از طریق آن او تولید “هیچ چیز نیست.” من به پسر من که این رمان در مورد پیدا کردن آزادی است. بسیاری از مردم آن را می آید به توجه من در حال تلاش برای پیدا کردن آن. فقط نگاه در توییتر: #HankJim2020.

است وجود دارد یک توطئه ؟ می پرسد پسر وسط من.

که مرد بد ؟ می پرسد جوانترین بالا و پایین پریدن روی مبل.

هیچ بحران می تواند به از بین بردن خود لذت حیوانی. آنها در واقع چوب در جنگل و تماشای فیلم های یوتیوب در مورد چگونه به مبارزه با شمشیر است. آنها حفر کرده اند بسیاری از آب گل آلود ، من پسر وسط ادعا دریاچه به گرم shucked کردن لباس های خود و فرار به امواج سیاه. در عین حال به ناچار برای بخشی از روز خستگی بازدید. دیروز بعد از ظهر من جوانترین نگاه کمی از دست داد—و یا به جای من می خواهم از دست او اجازه او پر پیچ و خم از اتاق به اتاق چک کردن صفحه نمایش ما. او به خود جلب کرد او snacked او whined توجه من. در نهایت او ایستاده بود تا بر روی یک صندلی, پخش كردن اسلحه خود را مانند بال مانند شخصیت های دیروز کتاب که تقلید لئوناردو داوینچی بزرگ مکانیکی پرنده. پسر من نفس عمیقی کشید و پرید بیرون از صندلی خود را در حال سقوط به زمین نورد در سه طبقه با خنده های وحشی.

شد لامبرت Strether تا به حال یک کودک ؟ آیا او به یاد داشته باشید ؟

یکی از دوستانم از نیویورک در مرکز بحران قرنطینه توسط خود را در آپارتمان خود را می فرستد به من یک مقاله توسط جیمز بالدوین. سفرای بود lodestone برای بالدوین که می بیند Strether به عنوان تعریف شده توسط خود سن متوسط کشور خود و سفیدی—یک پیوریتن که یاد می گیرد به ترک ارزش های عملی راه زندگی است. Strether تجارب برخی از “غم و شادی” است که شرایط انسانی است که—برای بالدوین در سال 1966—متعلق ترین مشخصه به سیاه و سفید آمریکایی ها که احساس درد و امکان جنبش حقوق مدنی که دستاوردهای نسبت برابری کمتر قابل لمس تر از زیبا مبارزه خود را. Strether آمده است به “اعتماد ” زندگی” به تجربه آن را به طور کامل و بدون اثبات ارزش خود را. این عرصه از هنر های نفسانی انسان معنی است که می تواند خریداری و یا به فروش می رسد.

آوریل 20, 2020, و بدون فرماندار است و در عین حال به “باز کردن اقتصاد است.” نور به آب در یک چهل تکه سبز و خاکستری تعدیل بعد از ظهر ساعت. و من تماشای قوس خورشید قبل از آن از بین می رود پشت flatline در جهت شیکاگو است. من به دنبال یک نتیجه, پس, پشت, که, شعله وحی از معنی است. آن سخت است نه به تقاضای چیزی که از تمام زیبایی. وجود دارد آن را دوباره می رود و خورشید! می گوید من جوانترین. بله, وجود دارد, آن می رود. v

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de