(Re)باز
RACHEL HAWLEY

  • راشل هاولی

راشل هاولی

آپارتمان تورهای مانند تاریخ اول است که شما اغلب می دانیم که شما علاقه مند هستید در عرض چند ثانیه از مقدمه و باید مودبانه لبخند و تکان سر راه خود را از طریق فروش زمین به هر حال. من می خواهم شده است مشاهده آپارتمان نقاب و دستکش برای چند هفته زمانی که من در بر داشت یک: یک غیرقابل توجیهی از رقم بزرگی یک اتاق با تهویه مطبوع یک بلوک از خط قرمز در راجرز پارک. لحظه ای که پا در داخل واحد خالی من شروع به طراحی یک طرح در ذهن من: یک نیمکت راحت نوشتن صندلی و میز قهوه در نزدیکی اتاق نشیمن ویندوز; یک میز مناسب برای کار من کامپیوتر من, آشپزخانه, میز و صندلی در گوشه ناهار خوری (ناهار خوری گوشه!). این آپارتمان من می دانستم که متعلق به بهترین از همه ممکن است آینده جهان که در آن من تبدیل به این نوع از کسی که باعث می شود مخلوط با کلم و پودر پروتئین و میزبان احزاب و هرگز به وزن یا برای قرار دادن در ساتر قبل از زوم تماس بگیرید چون پوست من مناسب است.

این اولین بار در یک مدت طولانی در حالی که من قادر به تصور آینده ایده آل. در ژانویه من پر از صفحه اول یک نوت بوک با قطعنامه: از دست دادن 30 پوند زمین byline در نیویورک تایمز و یا نیویورکربیرون رفتن با دوستان در هر آخر هفته. ما برنامه ریزی و coronavirus می خندد.

کمی بیش از یک سال پیش من چشم انداز آینده حل می شود در شرایطی کاملا متفاوت. میدوی را از طریق من سال آخر دانشگاه من شروع به شنیدن صدای پای من درب آپارتمان در تمام ساعات شب. به تدریج من آمد به تحقق است که آنها متعلق به یک گروه نابکار غریبه مصمم به شکستن را به اتاق خواب من و ربودن من و شروع خواب با چراغ در. من شروع به ترک آپارتمان من کمتر و کمتر بی قراری توسط این معنا که برخی از افرادی که راه می رفت گذشته من به عنوان من عبور از خیابان بودند و برخی نبودند; هدف من سرگردان راهرو aimlessly مطمئن نیستید از آنچه که من می خواهم وجود دارد رفته و برخی دیگر storegoers و کارکنان شد و خیره به من و زمزمه. من در زمان آموزش به بیمارستان در یک روز و یک هفته بعد با یک تعداد انگشت شماری از نسخه و یک حس قریب از عدم قطعیت.

اگر شما می خواهم به من یک سال پیش چه نوع از آینده تصور من برای خودم, من می خواهم که توصیف زندگی در زیرزمین خانه پدر و مادر در نیوجرسی. من هرگز نمی توانست تصور یک جهان که در آن meds کار می کرد و من می خواهم به کار در روزنامه نگاری و من حفر و پشتکار برای قرار دادن یک پا در مقابل دیگر, روز, در, روز, را, تا زمانی که من دیگر احساس من tiptoeing در سراسر سیم بالا. طنز رسیده است—من در نهایت گرفتار یک استراحت فقط در زمان برای حرکت از یک فاجعه جهانی است. داشتن در حال حاضر پدید آمده از چنین یک حالت عدم اطمینان یک بار در برخی از راه من آماده برای حال حاضر است. من تمایل به سمت بدبینی به دلیل آن است که سرگرم کننده و احساس پیچیده و چون من شیمی مغز بد است اما آن را دشوار است به باقی می ماند یک بدبین پس از تجربه چنین محتمل واژگونی بخت و اقبال. “امیدواریم که برای بهترین و آماده شدن برای بدترین” است گریتینگ به همه قصار هستند اما روحیۀ آب.

در چند هفته من بسته بندی تا من همه چیز را در جعبه. حرکت پر از بدبختی است اما هیچ احساس بهتر از داشتن فقط منتقل آپارتمان neater از آن هرگز دوباره و محله و در عین حال به بررسی شود. من سعی می کنم به خودم بگویم که آن را OK به احساس می کنم امیدوارم در این لحظه امیدوار است که Ikea را کامل فرش را به من جدید اتاق نشیمن هم که نیویورکر در نهایت به یکی از زمین است که همه چیز ممکن است به حالت عادی بازگشت هر چه زودتر به جای بعد.

سالم Collo-Julin

من در حفظ و سفارش بایگانی اطلاعات. وجود دارد برخی از اندازه گیری به دلیل این است: آن را خوب به محدود کردن قرار گرفتن در معرض من به گروه های از مردم در فروشگاه مواد غذایی و بازارهای کشاورزان. من باید یک کار و از دست دادن آهنگ از زمان ساخت آن را سخت را برای برنامه ریزی وعده های غذایی. من به تنهایی زندگی می کنند و گاهی اوقات توسط مایک Royko سیستم خرید مواد غذایی برای مرد تنها (هرگز آن را انجام دهد مگر اینکه مطلقا هیچ چیز وجود دارد و نه حتی یخ). صادقانه تلاش برای تغییر مکرر مواد غذایی بازدیدکننده داشته است در طول این بیماری همه گیر است منجر به همان “تنها اگر من ناامید و تنها اگر فروشگاه را خالی” سیاست تکمیل خدمات تحویل مواد غذایی است که در واقع takeout: شما هنوز هم نکته یک راننده شما هنوز هم در تماس جهت سفارش آنها هنوز هم خرابی در ماشین خود را با مواد غذایی و نوشیدنی ها و شاید یک لحظه به نگاه کردن خود را در توده ای از پنیر تحت پوشش هر آنچه در آن است و یک ضربه محکم و ناگهانی قضاوت در مورد آنچه در زندگی خود را باید بود.

من می تواند این استدلال که داشتن حداقل یکی از شرایط موجود است که باعث می شود CDC می گویند “آه شما ممکن است می خواهم به ماندن در داخل” آن را به نوعی وظیفه من به عنوان یک متفکر فرد برای به دست آوردن مواد غذایی و تحویل غذا. من نیز می تواند این استدلال که بدون مکرر دسترسی به یک ماشین (و بازی رولت روسی فرهنگ و هنر اتوبوس در نزدیکی خانه من شده اند به تازگی با maskless سواران که چرخید فاصله) آن را دشوار برای من برای رسیدن به مواد غذایی و بازگشت.

این وحشتناک سوراخ خرگوش از استدلال به دنبال برای چه به پایان می رسد تا مقدار به من دادید. من بدون چند بار در زندگی من و شاید بخشی از من فکر می کند “من می توانید مواد غذایی با تحویل به خانه من مانند یک به طور منظم و طبقه متوسط فرد woo hoo را که ایستگاه گاز رامش!” این یک بازی سرگرم کننده امتیاز. من می تواند استدلال می کنند که من یکی از کسانی که نکات بالا و فراتر از آن اجازه می دهد رانندگان تحویل به احساس قدرت بسیار زیاد از گناه من از طریق خود گرد کردن (همیشه حداقل 30 درصد از کل) پاداش. من می توانم شنیدن این زمینه من کارگر اجداد فریاد من با طعنه آمیز اهانت همانطور که من نوشتن این, “اوه,, واقعا, خانم 30 درصد؟! چگونه سخاوتمندانه شما هستند!”

من رفتم به فروشگاه مواد غذایی یک چند هفته پیش در صبح روز شنبه و تا به حال به صبر در خط در پرداخت برای چند دقیقه. در حالی که من نقل مکان کرد و در سبد خرید من به پشت فاصله نوار در کف من به اطراف نگاه کرد و در هر کس دیگری در انتظار در خط. همه نقاب تا آنجا که من می توانید ببینید. و هنوز هم صدای کمی در سر من (شاید اجداد دوباره) بود فریاد زدند: “ما همه می میریم.” من هیچ پاسخ. من فقط پر با پنیر تا زمانی که من می توانم دیگر.

یک دوست نوشته شده در یک ویدیو به Instagram اخیر از سفر پیاده. او در بزرگنمایی در یک شات بزرگ از ترکیه کرکس chowing شام در وسط میدان. شما نمی توانید بگویید چه کرکس است که غذا خوردن در اول (علف های بلند باعث می شود آن را مانند نگاه شام شمع از دور انداخته بژ کیسه های پلاستیکی) اما پس از آن پرنده منازعه نگه دارید از یک پایان وعده غذایی خود و آسانسور تا دم و نیمه پایین تر از آنچه به نظر می رسد به یک مرده کایوتی. پرنده flips یک دم در اطراف برای یک ثانیه و سپس آن را به ارمغان می آورد بازگشت به زمین chomping و chomping. ذهن من به عنوان ریش من و من پوچ از کرکسهای جمع آوری در اطراف بدن من دروغ گفتن بر روی زمین. بزرگ “موجودات” یک کرکس به دیگری می گوید “بسیاری از چربی است.”

Taryn آلن

من قرنطینه حباب شامل من دختر و Jewel-Osco پایین خیابان. مواد غذایی شده اند یک ضرورت یک مانع همه ما تا به حال به صورت بارها و بارها در میان این hellscape.

هفته اول: خروج از خانه در موقت ماسک احساس می کند مانند در حال سقوط به یک dystopian رمان حس ترس و اضطرار در هوا قابل لمس است. هیچ دیوانه آخرالزمان آماده سازی ما فقط می خواهید برای رفتن تا زمانی که ممکن است قبل از خرید دوباره. قفسه ها در حال ویران. ما هنوز موفق به زیاد پر نکنید ما سبد خرید و شرمنده به تماس با یک بارگذاری به حمل و نقل ما کمتر از نیم مایل از خانه.

هفته دوم: آیا شما نمی دانید که مردم مصرف مقدار زیادی مواد غذایی بیشتر زمانی که آنها در خانه در تمام طول روز هر روز. به نظر می رسد مانند ما از همه چیز.

هفته سوم: ما بازگشت به جواهر پوشیدن ما جدید ماسک ارتقا از دستمال سفره/مقنعه/bandana متغیرهایی. شش پا نشانگر نقطه کف و بلندگو ما را به یاد CDC دستورالعمل. هنوز ناتوان از قضاوت چقدر دو نفر می تواند ما بیش از حد پر کردن سبد خرید و به تماس یک بارگذاری دوباره.

هفته چهارم: در جستجوی جایگزین ما خودمان را در طولانی waitlist به صورت ناقص مواد غذایی, مواد غذایی تحویل.

هفته پنجم: ما کشف Mariano فقط به زنده شدن تا چیز. مصمم به جلوگیری از rideshare ما رفتن به خانه. شانه های ما در حال کبود از همه “لازم” گالن شیر و بستنی و مشروب که وزن پایین کیسه های ما. ما باقی می ماند بیش از حد تنبل و بیش از حد خیره به خرید یک شخصی سبد مواد غذایی.

هفته هشتم: با یک سبد پر و همه ما قابل استفاده مجدد Wegmans کیسه های نشسته روی خود, پرداخت, دستگاه Mariano کارمند به ما می گوید که کیسه های قابل استفاده مجدد مجاز نیست دیگر. او می ایستد بیش از ما به عنوان ما به اشتباه به refold کیسه های و بسته بندی مواد غذایی به پلاستیک. “لطفا محل آیتم در کیسه منطقه” خود پرداخت ماشین فریاد می زند. خریداران خیره به عنوان کیسه های ما می گیرند و پاره کردن و ولگرد لیمو رول در سراسر زمین.

هفته 12: ما تنها غیر-مواد غذایی-فروشگاه ماجرای قرنطینه مجاور سیاه زندگی توجه کردند. “فکر می کنم از آن را مانند رفتن به فروشگاه مواد غذایی” دوست دختر من می گوید. “این فقط یکی از چیزهایی که لازم است ما باید انجام دهیم.”

هفته 13: اگر به عنوان تحویل داده شده توسط خدا یک غول جعبه ناقص مواد غذایی مواد غذایی به نظر می رسد در آپارتمان ما است. این زشت به عنوان وعده داده شده و در عین حال آن را زیبا ترین غذایی که تا کنون دیده ام.

هفته هر: پوشش و رفتن به فروشگاه مواد غذایی است که طعم آزادی را فقط به عنوان آن را به عنوان کارهای عادی و روزمره. این چارچوب برای قرنطینه تقریبا تنها جایی است که وجود دارد در خارج از آپارتمان من. در حال حاضر وجود دارد بیشتر مکان برای رفتن اما من نمی تواند کمک کند اما اولویت بندی داده ها به عنوان سیاستمداران اولویت دادن به اقتصاد است.

کارن هاوکینز

در این سال من در نهایت بازدید دوست من در استونی. من تا به حال تولد کوکتل منهتن نوازش بر روی نیمکت در یک خانه مجلل در Akron در میز آشپزخانه نشسته با یک دوست و پدر و مادر در ویرجینیا تور نوسازی خانه در آریزونا به تماشای رشد گیاهان در حیاط در لا و سرگرم شده است در داخل خانه lip-sync studios از یک دوجین دوستان از سراسر کشور است. من هم البته بوده اند تقریبا هر اتاق از فرهنگ ویرایشگر Brianna Wellen محل.

پس از آغاز قرنطینه من boozy دوستان گرفته اند گسترش ویدئو کنفرانس در زندگی ما به آن بعد نتیجه گیری منطقی: مجازی مبارک ساعت. برای کسانی از شما که FaceTiming, WhatsApping, Skyping و گوگل Hangouting بین المللی برای سال در حال حاضر, من می دانم که ما دیر به این حزب است.

اما برای من Gen X دوستان و خانواده های ما, تماس های ویدئویی شده اند وحی است. من نمی دانم چرا آن رخ می دهد به ما قبل از آن چهره خندان دختر Erinn در استونی و پسر هارون در پیتسبورگ شده اند فقط با یک کلیک دور از آنها نقل مکان کرد و از شیکاگو سال پیش اما در حال حاضر آن است که ما یک جایگاه خانواده ماهانه نشست. من سه ماهه گرفتن با بچه دیوانه من محبوس و اتاق خواب با 24 سال پیش ما رئیس و شوهر خود (او در نیویورک آنها در اوهایو); و یک پدر دوست در ‘burbs یک هفتگی پاتوق من هنوز ساخته نشده آن را به (با عرض پوزش مرد!).

هیچ یک از این جایگزین دیدن این مردمی در فرد است. من مبارزه با نفس انزوا هر روز و با سپیده تحقق است که بخش هایی از زندگی ما خواهد شد نگاه هرگز همان دوباره. گوگل ملاقات هرگز قادر به ضبط زندگی تصدیق لذت از شب سال نو با مضمون احزاب در آرون آپارتمان (یک سال همه ما در لباس پوشیدن مانند Stevie Nicks دیگر سال نیاز برت رینولدز سبیل) و یا مراسم عروسی housewarmings کارائوکه بازی شب brunches BBQs فلفل قرمز طبخ آف یا 12 ساعته غرور جشن. اما بیش از حد بسیاری از ما برنامه های مالی و تصادفی تعهدات احتمالا بدان معنی است که سال خواهد رفته قبل از هر یک از آن اتفاق افتاده است به هر حال. این هر دو جدی و هیجان انگیز است که من در حال حاضر به عنوان به احتمال زیاد به صرف زمان با دوستان در Andersonville که من به نوشیدنی در آریزونا. من هنوز هم برگزاری امیدوارم که روزی من Stevie Nicks شال و مطابق با دایره زنگی خواهد طلیعه چیزی بودن در یک سال دیگر IRL دوباره و که من باید یک دلیل به یاد بگیرند که چگونه برای گفتن “به سلامتی” در استونیایی.

RACHEL HAWLEY

  • راشل هاولی

Brianna Wellen

من تولد 30 حزب بود برای رفتن به یک فوران چاه نفت. من تمایل به رفتن سخت hangovers و overdrawn حساب های بانکی سر در گم می شود و به طور معمول همه از ژوئن پر شده است با brunches و کنسرت و بسیاری از عکس های این جشن تولد و من آن را سزاوار است. اوج این monthlong جشن های غول پیکر در یکی از میله های مورد علاقه معمولا ر باشگاه یا طوطی Bar & Grill. خوب تا coronavirus.

من به اندازه کافی خوش شانس به یک حیاط خلوت و عشق به صفحات گسترده بنابراین به جای من دعوت دوستان و خانواده به پر کردن پرسشنامه با خیال راحت به برنامه mini جشن—حدود ده کل—با چند مردم به اندازه کافی با خیال راحت به فاصله اجتماعی. وجود دارد مقدار را در نظر میگیرد.

حمام: من به هر کسی را آبیاری در کوچه در تقاطع شلوغ بنابراین من مجموعه ای از قوانین زمین برای اجازه دادن به مردم به خانه من—ماسک بر روی مقدار زیادی از ضد عفونی کننده دست (یک self-پمپ), دستمال مرطوب ضد عفونی کننده و تعداد زیادی از شستن دست. تنقلات: من می خواهم چیزی بیش از عشق به قرار دادن تراشه و guac برای به اشتراک گذاشتن اما این جشن بودند به شدت BYOT (خود را به ارمغان بیاورد رفتار). گفتگو: هنگامی که شما در حال نشستن حداقل شش فوت دور از کسی که در نزدیکی یک خیابان با nonstop ترافیک وجود دارد مقدار زیادی از فریاد درگیر—که خارش در گلو روز بعد نیست coronavirus فقط مراحل اولیه التهاب حنجره. نور روز: فراموش کردن که در خارج بسیار سخت در یک نمایشگاه رنگ از تیره شیرجه بار احساس می کنم مثل من از دست دو لایه از پوست در طول هفته اول از حیاط آویزان به علت آفتاب سوختگی.

“من فکر نمی کنم من به صحبت شما در تمام طول روز تولد خود را در سال گذشته” یکی از دوستان گفت به خاطر سپردن کشیده به گفتگو در گوشه ای از نوار توسط غریبه در حالی که من در تلاش برای خوش آمد می گوید همه مهمان من. آن را خوب به صرف وقت با کیفیت با مردمی بدون دوستان دیگر—و یا حتی بدتر, مست غریبه—قطع شده است. حتی با مهمانان خرید من, نوشیدنی ها, تولد یک شب در یک نوار به راحتی می تواند دندانه دار کردن تا 100 دلار tab. در حیاط من, من می توانم صرف $15 در مورد آبجو و تنظیم شود. و رفت و آمد یک رویا—به جای انتظار برای بارگذاری و یا توطئه ساده ترین مسیر خانه من به سادگی راه می رفت تا پرواز از پله ها و plopped به رختخواب در پایان شب. من به انتخاب موسیقی من می توانید هر آنچه که من می خواهم من می توانید سفارش خارج از منو و وجود گربه ها در این نزدیکی هست در تمام زمانها. حزب بهترین نقطه در شهر سمت راست در حیاط خلوت خود در تمام طول.

Yazmin دمینگوز

من گیر شده است در اتاق نشیمن من برای آنچه احساس می کند مانند یک سال است. من صبح رفت و آمد رفت و از ضربه زدن به گاز پایین من-90 قبل از 9 صبح تا دم کافه Bustelo در آشپزخانه و مسابقه پایین راهرو به اتاق نشیمن به ساعت در شل. من روز کاری معمول است که یک چیزی از گذشته و اتاق نشیمن من تبدیل شده به دفتر من, جای بدنسازی و درمانگر نیمکت. لپ تاپ من نشسته درست در کنار دوست پسر من دی جی تجهیزات, یک یادآوری از “کار سخت, پارتی سخت تر” سرود من استفاده می شود به فکر می کنم برای حفظ شیوه زندگی متعادل است. من حلقه زدن به حولا در معافیت فقط به نگه داشتن چیزهای جالب است.

بازگشایی آخر هفته من در بازدید از یکی از دوستان که خواسته برای رفتن به یک شیرجه بار در حومه الگین. اگر مردد من موافقت کرد.

کوچک حیاط خلوت باغ آبجو بسته بندی شده بود و با مردم با پوشیدن ماسک. یک تکه کاغذ با مرغ ابتدا میخ شد به پست: “15 نفر ظرفیت است.” وجود دارد حداقل 40 نفر در نقطه تنگ. بدون ماسک. با صدای بلند فریاد. من قسم می خورم من دیدم تف ذرات پرواز از دهان خود خاموش کنند و به هوا. وجود دارد یک علامت بر روی درب که گفت: “لطفا یک ماسک پس از ورود.” من به تماشای در وحشت به عنوان یک زن قرار داده و بر روی ماسک به داخل تنها به متنبه توسط شوهرش و دوستان او که گفت این بود “فقط برای نمایش.” من برگزار شد دست من بر من فنجان پلاستیکی.

آن شروع به باران. من نشسته در نوار تماشای دوست من خوردن یک برگر چرب در حالی که عرق غریبه بارها و بارها ضربه به کشتی بازگشت.

من گم شده بود رفتن به یک نوار با دختران من. اما در اینجا من در یک بار با من و تنها من می خواستم به در اتاق نشیمن من به تنهایی. من هرگز از آمدن به یک بار تا زمانی که یک واکسنبا خودم فکر کردم که من تبدیل به متصدی بار و پرسید: برای یکی دیگر.

Janaya گرین

چرا من هرگز خواب شب قبل از مراجعه به فروشگاه مواد غذایی? من می خواهم به تماشای Netflix و بازی دستمالی کردن در تلفن. در اوایل این بیماری همه گیر آن را در زمان سه شب از این برای من به درک الگوی. من متوجه شدم قلب من ضرب و شتم سریع تر و سریع تر حتی اگر وجود دارد هیچ خطر قریب الوقوع است. من متوجه شدم من آماده بود برای اجرا به داستان های مواد غذایی در نیمه های شب در وسط یک بیماری همه گیر فقط می توانید آن را با بیش از. من می خواستم به خواب.

برکت درمانگران. نه تنها آنها در برخورد با ویروس خود را, اما آنها نگه داشتن فضا برای کسانی از ما در تلاش برای پیکربندی مجدد زندگی ما است. من درمانگر که من با داشتن جلسات مجازی با پس کالج هنگامی که من برای اولین بار تا به حال فلج کننده اضطراب حملات کمک کرده است تا من احساس راحتی می روم خانه. من telehealth جلسات مانند یک تماس FaceTime. من به درمانگر من به سختی آن را به قرنطینه می شود و اغلب به تنهایی قادر به انجام چیزهایی که من دوست دارم مانند رفتن به سینما و یا دیدن خواهرزاده من. او به من می گوید برای پیدا کردن راه های خلاق به صرف وقت با عزیزان. پیکنیک در فاصله, به عنوان مثال.

هنوز بازگشایی احساس می کند مانند یک mindfuck. ملت شاهد بالاتر مثبت و نرخ Cook County, جایی که من زندگی می کنند بیشتر موارد جدید از بقیه از دولت است. ذهن من خاموش و فقط فکر کردن درباره آن. من سعی کنید برای منحرف کردن اذهان خودم را با تلویزیون اما حتی واقعیت را نشان می دهد باید متوقف فیلمبرداری بنابراین من دیگر می توانید یک تکه از واقعی previrus جهان است. من می خواهم به اویختن با دوستان من, اما من سوال اگر پارانویا من پس از ارزش آن است. من نگرانی در مورد چگونه به حرکت این شهرستان با خیال راحت هنگامی که مردمی هستند و هنوز هم با پوشیدن ماسک. من نمی توانید کنترل کنید اگر کسی که چهره ندارد پوشش داده خواهد شد دریافت بیش از حد نزدیک—coronavirus است و نه پایان دادن به catcalling—و من فقط می توانم پیدا کردن یک راه به مردم بگویید که برای حفظ فاصله خود را در یک راه خوب است.

من از دست دوستان و خانواده. من از دست با پوشیدن آرایش و پانسمان. من شروع به باز کردن به این ایده از هزینه های امن اجتماعی زمان از راه دور با کسانی که من دوست دارم. ممنون میشم برای من درمانگر. هیچ یک به معنای زندگی می کنند این زندگی به تنهایی.

S. نیکول لین

من احساس داغ و مهم پشت ماسک. من عصبی بودن در یک فضای محدود با افراد دیگر. من غیر روحانی کردن بر روی میز چهره ها در صورت کمی سوراخ و من دست پاچه. من در صورت استراحت بر روی چرم که در آن چندین چهره دیگر بوده است.

من نمی خورده در رستوران ها و یا دیده می شود بسیاری از دوستان است. اما من ساخته شده یک فیزیوتراپ انتصاب چون بدن من است در درد شدید است. یک رقصنده آموزش دیده در رقص باله همراه با عواقب. درد در پای من است و من را تحت تاثیر قرار زانو و لگن ستون فقرات و گردن است. قبل از همه گیر سلامت من آمد دوم به هر چیز دیگری در زندگی من است. مطمئن, من اعمال و خوردند سبزیجات, اما من هرگز در برخورد با من درد مزمن چیزهایی که گرفتار من برای یک دهه. و پس از قرنطینه آغاز شده و پس از من شده است آموزش به پیاده روی 20 کیلومتر برای چند روز در ایلینوی جنوبی در ماه اکتبر — من نمی تواند نادیده بگیرد من درد و دردهای دیگر.

علاوه بر این دو نفر که در رفت و قبل از من هر کس در دفتر عینک ماسک. من بیشتر عصبی در مورد من چگونه حساب بانکی را نگاه پس از انتصاب از COVID پروتکل. اما در این جدول به عنوان الکتریکی تحریک عضلات pulsated از طریق بدن من من تصور همه از مردمی که قبل از من در آلوده صندلی. بعد از ده دقیقه ای درمان من کارگردانی شد به یک اتاق دیگر که در آن من می خواهم به تماس فیزیکی با فیزیوتراپ. من تصویر تمام مردمی که من را در آغوش گرفت و یا لمس دوستان نزدیک من که کشش سلاح های خود را برای یک آغوش تنها به من مودبانه. من نگه داشته ام یک فاصله امن از اکثریت مردم در اجتماعی حباب در عین حال در اینجا من اجازه دادن به یک غریبه خم کردن و پیچاندن پاهای من و کرک من با دست خود. من ناامیدی برای تسکین درد تبدیل به آنچه به نظر می رسید مانند بی مبالاتی.

من احساس آرامش پس از انتصاب که من یک هفته بعد بازگشت. در این زمان ماسک آویزان آزادانه در چهره و یک کارمند حتی در اطراف راه می رفت با خود بینی و دهان قرار دارد. من انزوا-پروتکل-زیر باسن بود و نه در مورد تسلیم شدن به فشارهای آزادی به افشای خود من صورت. بازگشت تراز. سپس گردن تراز. سپس چند پا امتداد و من پشت بر روی میز است. من خیلی متزلزل قوانین سهل انگاری که این بار به جای دروغ تخت در چهره من من تکیه خودم را تا روی آرنج.

فیزیوتراپ به من نشان داد که اشعه X و گفت که من برداشت زمان مناسب به کار به سوی یک درد بدن است. ستون فقرات من است بطرف یکی از پاهای من است کوتاه تر از دیگری است و من در برخی از جدی پریشانی. چند سال از من بود گفت: من حتی در شکل بدتر. اگر در حال حاضر در طول یک بیماری همه گیر است که بهترین زمان برای درمان درد پس از آن من همچنان کشیدن تا به مطب مجهز به ضد عفونی کننده دست و دستباف ماسک آماده به راک اند رول.

RACHEL HAWLEY

  • راشل هاولی

Leor Galil

من هرگز صادقانه در نظر گرفته ساخت یک قطعنامه سال جدید ذهن هرگز زیر را از طریق آن. اما پس از من صرف 2019 گوش دادن به سر و صدا از دهان را “All Star” روزانه در چکاوک این سال تصمیم گرفتم مهربانتر به خودم: من می خواستم به بازدید از هر شاخه ای از شیکاگو کتابخانه های عمومی.

قبل از من فکر کردم من می خواهم ساخته شده بازدید از هارولد واشنگتن کتابخانه یک روال توقف در هر زمان که من تا به حال حتی یک پنجره کوچک از زمان در طول رفت و آمد و یا از خواننده‘s Bronzeville دفتر من می خواهم و محل نگه می دارد در لوگان شعبه میدان به طور منظم به اندازه کافی برای جلوگیری از وجود دارد تقریبا هفتگی بیش از حد. من عاشق unsystematically سرگردان را از طریق کتاب راهرو با ناگفته امید به طور تصادفی کشف جدید من داستان های مورد علاقه. من می خواستم برای دیدن آنچه که ساخته شده هر شاخه منحصر به فرد—آن معماری, مجموعه های ویژه و هنر تاسیسات.

من ساخته شده آن را به هشت CPL مکان قبل از همه گیر آغاز شده است. هنگامی که کتابخانه ها شروع بازگشایی در ماه ژوئن من نمی خواهم برای رفتن. من می دانستم که من نمی توانستم بازدید از تمام شاخه های. چند کتابخانه ها بسته باقی می ماند و نیازی نیست که من یک ماشین یا دوچرخه و تا کنون من تا به اجتناب از مصرف حمل و نقل عمومی. گذشته از سریع مواد غذایی اجرا می شود, من اجتناب رفتن داخل هر ساختمان است که خانه من. من اغلب نمی ترک خانه من برای دو یا سه روز در یک ردیف.

سپس من اول اطلاع رسانی است که نگه من قرار داده شده در مارس وارد شده بود در لوگان شعبه میدان.

من نقل مکان کرد به Avondale در ماه آوریل پس از چیدن کتاب در پای دیگر خواهد بود مناسب گشت. اما اطلاع رسانی را به من تجدید نظر ایده از بازدید از کتابخانه. این شهر کتابخانه ها ارائه نمی منظقه وانت اما CPL دستورالعمل برای بازدید کنندگان و کارکنان در تاریخ همتراز با آن به خوبی تنظیم فروشگاه مواد غذایی. در واقع کتابخانه COVID-19 احتیاطی بهتر از آنچه که من دیده ام از دیدن Jewel-Osco. اگر من احساس راحت راه رفتن در اطراف فروشگاه مواد غذایی پر از غریبه ها که نمی فهمم ماسک صورت باید خود را پوشش دهان و بینی به منظور خرید سیب و منجمد پیتزا مطمئنا من می خواهم خوب توقف در یک کتابخانه برای چند دقیقه به انتخاب کنید تا یک کتاب, من واقعا می خواهید به عنوان خوانده شده.

پس من به این تحقق من هنوز ساخته نشده و آن را به کتابخانه. من ساخته نشده و حتی اگر من باقی می ماند در داخل آپارتمان من اکثر روزها ساعت ذوب سریع تر از نرم-خدمت موجود در 98 درجه حرارت (که مرا به یاد من می خواهم به آن را به توقف قبل از تابستان به پایان می رسد). در یک روز خوب در خانه من قادر به ایجاد یک دندانه در کتاب من در غیر این صورت تلاش برای تمرکز بر روی بیش از چند دقیقه که بدان معنی است که به زودی من می خواهم یک جدید تومه به عنوان خوانده شده. خوب چیزی که من هنوز هم نگه دارید و منتظر من.

دیانا Isaacs

شیکاگو گیاهی باغ بازگشایی دانشگاه خود را به 24 ژوئن به صورت محدود—پارکینگ قرار ملاقات مورد نیاز شماره پوش, ماسک (هر گاه داخل خانه) و اجتماعی فاصله الزامی است. گرسنگی برای عینک از این 385 هکتار موزه زندگی و تعجب کنید که چگونه سخت خواهد بود برای به دست آوردن دسترسی من به سایت در 3 بعد از ظهر آن روز و شگفت زده شد به نمره 4 ساعت, رزرو. در بدو ورود من کشیده حق را به نخست زیادی, 1 پارکینگ, فضا, مراحل از ورود.

که وارونه از بازگشایی در روز است. حرکت نزولی این بود که منظره بود در کوتاه تر از حد معمول عرضه است.

بیرون آمدن از خود و قرنطینه—کل فصل بهار بدون آن کامل کارکنان ارتش خود را از 1,400 داوطلبان و معمول آن کاشت 150,000 یک ساله—باغ نگاه خوب کمی پاره پاره. مانند اول از یکی از دوستان که شده است از طریق یک تروجان بیماری شما نمی تواند کمک کند توجه است که رنگ آن آنقدر بزرگ است که یک مقدار مشخصی از قدرت بود و هنوز به دست آورد.

لاله, البته تا به حال آمده و رفته است. گل در شکوفه, هر چند بیشتر از گذشته خود را نخست wilty در اطراف لبه های. داربست از جمله یکی که معمولا پشتیبانی از یک فک انداختن گل سقف بیش دروازه مرکز پل ایستاده بود و لخت. استخرهای هنوز خشک. پروانه نمایشگاه مدل و گلخانه ها بسته بودند بونسای سیستم عامل خالی شد و بی کس. وجود دارد باد از غرب حمل سرزده صدای ترافیک عجله گذشته در I-94 بلندتر از یاد برد.

بدون معمول اوباش از گل مسلط صحنه باغ چشمگیر مجموعه ای از درختان به تمرکز: ظریف کوچه از lindens مرز سمت جنوب باغ گل رز; فراگیر ایستاده از Whitespire توس در نزدیکی; بسیاری از مخروطیان—کل خوش تیپ بازیگران arboreal حمایت از بازیکنان.

هنوز هم من به سمت چپ برای اولین بار بدون فکر کردن در مورد معایب خود من ناچیز تلاش های باغبانی. گچ آن را به schadenfreude که زشت علف های هرز, اما پچ ترشک و گلدانی petunias که استقبال من در خانه نمی آید نیمه بد است.

این یک رضایت زودگذر. در دیدار برگشت در هفته گذشته porta-potties هنوز معترضان در ورودی اما landscapers حرفه ای بودند و همه جا آرایش ناخن و مانیکور در روند. همچنین کوره بود و سیگار (رستوران ها تا حدی باز) و چشمه بودند پاشش و من متوجه برزگر مجسمه—با افتخار در تو رفتگی در دیوار خود را در گردشگاه برای مدت طولانی—جوانه زده بود به یک ماسک.

مایا Dukmasova

من پیوست قرنطینه غلاف با شش نفر. بعضی از ما هیچ تماس نزدیک با افراد در خارج از غلاف دیگران ضروری کارگران است. چهار نفر از ما با هم زندگی می کنند دو نفر از ما در یک رابطه است. همه سخت کوش در مورد بهداشت اما اگر یکی از ما می شود این ویروس از آن خواهد بود بسیار بعید است که همه از ما نمی خواهد آن را دریافت بیش از حد. در عین حال ما در حال ادامه به اویختن با هم حداقل یک بار در هفته. هیچ کس را بدست بیمار تا کنون و شادی گردهمایی ما فوق العاده بوده است. پس از ماه از انزوا کسانی از ما که مجرد هستند و به تنهایی زندگی می کنند را پیدا کرده اند غلاف خصوص زندگی دادن. ما مسخره در مردم در انتخاب نوشیدنی و ناهار خوردن در داخل خانه با غریبه ها. ما فکر می کنم ما در حال بیشتر مراقب اعتماد همه را به پایبندی به همه پروتکل های ایمنی در خارج از غلاف.

ایدز متوقف نمی مردم از داشتن رابطه جنسی یا استفاده از مواد مخدر تزریقی و این بیماری همه گیر ساخته شده روشن است که آن آسیب-کاهش آموزش و پرورش نیست پرهیز تبلیغات که در واقع نجات زندگی مردم است. ما دولت های محلی تا حد زیادی در آغوش آسیب-کاهش پیام در طول این همه گیر; مقامات بهداشت عمومی هستند و درست با مردم و تلاش برای چکش صفحه اصلی نکته ای که وجود دارد یک طیف خطر ابتلا به reemerging از اجتماعی ما در خواب زمستانی هستند. هنوز انتخاب به صورت یک غلاف است که در میان خطرناکترین ما می تواند. به نظر می رسد ما تنها اندکی بیشتر مسئول از Wrigleyville نوار قیف. اما من به تازگی یاد گرفته ما سیمی به این انتخاب به اولویت بندی شناختی و عاطفی پاداش کوچک ما جامعه بیش از خطر مرگ.

کارشناسان می گویند مغز ما به معنای پیدا کردن مکانیسم های مقابله ای برای ترس برای کاهش سطح استرس ما به دلیل استرس مداوم مالیات است برای بدن و ذهن است. بودن در یک حالت طولانی مدت از ترس می تواند درهم و برهم کردن ما دفاع رفلکس رانندگی ما را به خطر بیشتر توسط تیرگی قضاوت ما تضعیف سیستم ایمنی بدن ما را بکشند ما از داخل است. “زنگ خستگی” راه مردم به ناچار موتور را تنظیم کردن صدا از فیزیکی آلارم در بیمارستان ها و یا در سایت های ساخت و ساز—در طول زمان کارگران مغز یادگیری را به موتور را تنظیم کردن beeping برای تلفن های موبایل که منجر به حوادث احتمالی و نظارت. “هشدار خستگی” است که خشک احساس ما زمانی که ما در حال, overstimulated, با اطلاعات جدید مانند تماشای اخبار و یا پیمایش از طریق رسانه های اجتماعی. “احتیاط خستگی” است که ارزیابی ما از ریسک و پاداش تغییر پس از قرار گرفتن در معرض طولانی به یک وضعیت خطرناک است. مغز نیاز به هورمون های تولید شده توسط پاداش; درایو خود را برای آنها رشد می کند دیگر آنها محروم. نیز وجود دارد “خطر جبران”—مردم رشد به فکر می کنم آنها نمی نیاز به اقدامات احتیاطی را به خاطر دیگران هستند و مصرف آنها را در حال حاضر.

چیزی که در مورد غرایز بقا و مغز ما مکانیسم های مقابله ای است که آنها طراحی شده برای نجات فرد, تکاملی honed برای محافظت از یک ارگانیسم طول عمر و موفقیت تولید مثل. غلاف خود را تبدیل به یک ارگانیسم نوعی مستعمره. اما همان چیزی است که کمک به هر فرد در گروه به مقابله تجربه پاداش و در نتیجه بهبود سلامت کلی ما در کوتاه مدت باعث می شود ما یک خطر برای یکدیگر و دیگران. هر فرد بالقوه برای تبدیل شدن به یک بیماری بردار است و در حال حاضر ضرب شش.

من نمی دانم آنچه که ما انجام دهد. شاید ما همه خوب خواهد بود. شاید ما همه مریض خفیف و رها فقط از طریق چیزی که در حال حاضر. اما شاید یکی از ما می میرند. یا بیشتر. ما هیچ كودكان و ما در تماس با هر بزرگان. ما عمدتا اجتناب حمل و نقل عمومی و rideshares. یکی از ما می شود هر یک بار در در حالی که نتایج دوباره منفی. ما پاداش گرسنگی مغز در حال هل دادن ما را به در نظر گرفتن خطر است. اما در اجازه دادن به خودمان این آزادی excusing آنها را با توضیحات علمی و همدلی نسبت به ما اجتماعی و نیازهای عاطفی ما نیز تلویحا تبانی کردن با یک ویروس که تنها ضروری است برای زنده ماندن.

RACHEL HAWLEY

  • راشل هاولی

کری رید

زمانی که نایک اول خود پرده برداری کرد “فقط آن را” شعار اچ گفت که او می خواست به knockoffs خواندن “فقط اجتناب از آن است.” معلوم پناه در محل یک راه خوب برای پیدا کردن که چقدر من اجتناب می توانید در زندگی من است. جواب این است: “خیلی.”

برای کسی که ترجیح تعامل اجتماعی در کنترل دوز (وجود دارد یک دلیل من به تنهایی زندگی می کردند بیشتر از زندگی بزرگسالان) قرنطینه کامل است ببخشید. اما آن را نیز متاسفانه یک زمان به نوزادان. به خصوص در مورد سلامت. منظورم این است که وجود یک بیماری همه گیر در جریان است.

من خیلی نگران پیمانکاری COVID هر چند من تمام اقدامات احتیاطی و سپس برخی از. آن را بزرگ دیگر C است که به من ثابت شده. نیمی از خانواده خود و در حال مرگ از اشکال مختلف سرطان و داشتن خواهر و برادر دیگر در بهبودی انجام خواهد شد که به شما. بنابراین شما می خواهم فکر می کنم من می خواهم بهتر است در مورد انجام همه کسانی مختلف ‘گرم ‘oscopies و دیگر به طور منظم نمایش. و تا چند سال پیش من بود. اما من پشت برنامه و آن را به دلیل عدم بیمه و یا هر گونه دیگر معقول ببخشید.

این ترس از پیدا کردن من آن را و سپس مانند COVID بدانند که هیچ کس واقعا نمی داند چه باید بکنید. یا در کلمات بکت tramps در Waiting for Godot: “چیزی که باید انجام شود.” چرا که هر چه معجزه مردم تجربه در درمان سرطان به ندرت فرود در خانواده آستان و من باور نمی کنم من می تواند یک استثنا.

این پناهگاه در محل سفارش بهانه ای دیگر. “من نباید رفتن به بیمارستان برای غربالگری در حال حاضر. آنها نقاط داغ. من در یک گروه سنی آسیب پذیر. من نباید زباله های ارزشمند منابع پزشکی.” من می دانم که مردم انجام می دهند به نمایش نمی کشیده و دور از تخت ICU. اما که در جیره غذایی خود را rationalizations زمانی که آنها در یک محیطی ساکت و وحشت بسیاری از زمان ؟

اما دانستن بهتر نیست. نه واقعا. این غم و اندوه در سراسر ویروس و تمام چیزهایی که ما در مورد نمی دانم آن را به من داده است قابل تامل است. من حق را خاموش آزمون به دلیل شخصی من terrors. اطلاعات قدرت است. حتی اگر این پاسخ من می خواهم برای شنیدن.

من احساس می کنم خوب است. وجود دارد هیچ دلیلی برای فکر می کنم هر چیزی اشتباه است دیگر از خانواده و ژنتیک تاریخچه. اما این زمان برای متوقف کردن اجتناب از آنچه در خارج وجود دارد. یا در آنجا به عنوان مورد ممکن است. ما دیده ایم که چه اجتناب و انکار می کند در سطح ملی. من انجام خواهد داد آنچه من می توانم برای تغییر یک دولت این سقوط. ضمن تماس با من من پزشکان این هفته به برنامه آن لعنت قرار ملاقات.

جیمی لودویگ

تصور کنید که شما در برخی از قالب مستند به دلیل نگرانی های پزشکی برای بیش از یک سال است. چقدر بیشتر مشتاق خواهد شما را به عقب بر گردیم به برخی از صورت ظاهر عادی است ؟ که من واقعیت است.

بدون وارد شدن به جزئیات بیش از حد بسیاری من فقط می گویند که سرطان بی رحم سگ ماده است که بیش از حد اغلب ویران کردن بر روی بهترین افراد شما می توانید به امید دیدار در یک عمر است. و برای هر کسی که مبتلا به سیستم ایمنی بدن-محو بیماری و خود و خانواده و دوستان یکی از قابل توجه ترین چیز در مورد بیماری همه گیر و قرنطینه است که همه تجربه شده است برخی از سطح از انزوا و اضطراب در کنار آنها.

پس از عزیزان تشخیص داده شد در بهار گذشته من کوچک من nondigital تعاملات به حداقل و در نهایت آنها را به طور کامل متوقف به محدود کردن قرار گرفتن در معرض من به میکروب ها است. حتی یک سرماخوردگی خفیف معنی من نمی قادر خواهد بود برای دیدن آنها و یا کمک به مراقبت از آنها در فرد است. جزئی ناراحتی البته هیچ چیز در مقایسه با آنچه که مردم در حال مبارزه با بیماری شدید و خود را تمام وقت مراقبان تحمل است. و به عنوان ویروس ساخته شده است و حتی بیشتر دردناکی آشکار آن را باور نکردنی امتیاز قادر به آنجا به حضور فیزیکی با اعضای خانواده زمانی که آنها به ما نیاز بسیاری به جای اجازه دهید آنها را به تنهایی رنج می برند.

من یک میلیون درصد آماده برای لذت بردن از یک بار خوش خیم فعالیت هایی مانند ناهار خوری و سفر و رفتن به کنسرت, به خصوص برای رفتن به کنسرت, بدون ترس از بیماری است. من حتی بیشتر آماده به دیگر احساس می کنم زندگی در برخی از حالت معلق واقعیت است. اما تا زمانی که عفونت نرخ پایین رفتن است و واکسن بهتر است منتظر یک بیماری همه گیر در خستگی و تنهایی از بیماری. دانستن مهربانی و احترام به مردم نشان داد خانواده من با نگه داشتن جسمی دور برای مدت طولانی باعث می شود آن را حتی بیشتر احساس مهم به نفع بازگشت. من می دانم که چگونه زندگی گرانبها است. من می دانم چگونه زندگی می تواند به نوبه خود بر روی یک سکه. v

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

آهنگ پیشواز همراه اول