کروناویروس در زندان: زندگی و از دست دادن Nickolas لی

Cassandra Greer-Lee and Nickolas Lee - ARABELLA BRECK, CITY BUREAU

  • کاساندرا گریر-لی و Nickolas لی
  • Arabella Breck شهرستان, اداره

این داستان در اصل منتشر شده توسط اداره شهر در تاریخ 5 ژوئن سال 2020 است.

روز پس از درگذشت شوهرش در عید پاک یکشنبه, کاساندرا گریر-لی احساسات چرخش از شوک به درد به سردرگمی است. او تعجب که آیا او همه چیز را او می تواند به صرفه جویی در Nickolas لی از گسترش سریع coronavirus داخل طبخ زندان شهرستان است.

او فکر این جریان از تماس او دیوانه وار تماس های گرفته شده در طول چند هفته گذشته به عنوان آشپز زندان شهرستان به سرعت در حال سمان خود را به عنوان “بزرگترین و شناخته شده منبع” از coronavirus موارد در ایالات متحده آمریکا

پیمایش از طریق تماس با شماره ballooned از 60 تا 70 به 90 تا 100 در نهایت به 132 تماس های ساخته شده به کلانتر, زندان گروهبان میز خط از زندان به بیمارستان و دیگران به آنها هشدار برای گسترش coronavirus در لی ردیف تقریبا تمام شد پاسخ داده نشده.

Lee سوم از هفت تن از بازداشت شدگان که فوت کرده اند بعد از ابتلا به ویروس در طبخ زندان شهرستان است. از آن پس تقریبا 1000 Cook County, کارکنان زندان و زندانیان باید آزمایش مثبت برای COVID-19; دو اصلاحات افسران و یک دادگاه معاون نیز درگذشت, با توجه به WTTW. مانند 98 درصد از زندانیان در طبخ زندان شهرستان Lee شد و در انتظار محاکمه است. او متهم شده بود توسط این شهرستان برای در اختیار داشتن اسلحه پس از نقض فدرال آزادی مشروط.

فراتر از دیوارهای آن یکی در هر شش مورد از COVID-19 در شیکاگو و ایلینوی را می توان متصل به افرادی که از طریق کوک زندان شهرستان بر اساس یک مطالعه جدید منتشر شد پنج شنبه. “برای مقامات منتخب به فروش روایت است که آنها می توانند ساختار اجتماعی فاصله پشت دیوار یک اسطوره است که آنها قادر به فروش به ساکنان Cook County, و ایلینوی” گفت: شیکاگو, شکنجه, مرکز عدالت را علامت Clements, تبرئه یک پلیس شکنجه بازمانده که صرف 28 سال در زندان اخیر Hoodoisie پنل در این بیماری همه گیر.

گریر-Lee صحبت با اداره شهر در مورد عشق خود را برای Nickolas لی و مبارزه برای نجات زندگی خود را. در اینجا است که داستان خود را همانطور که به سارا کانوی. آن ویرایش شده و تغلیظ شده برای وضوح.

***

این مرد بهترین دوست من بود.

Nickolas لی بود بسیار سخت کارگر. او عاشق خانواده است. او عاشق آشپزی. خدای من یکی از بهترین آشپز همیشه. او دوست داشت به دیدن من لبخند. یک کمدین است. Nickolas بزرگ بود اما او یک خرس عروسکی. زمانی که من به شما بگویم او یکی از متفکر ترین مردم به من برکت به او در زندگی من است. من از دست او بسیار روزانه بنابراین من در تلاش برای انجام بهترین من می تواند به مبارزه و عدالت است. و این فقط آغاز است.

من Nickolas زمانی که من 17 سال در ساحل جنوبی که در آن ما هر دو بزرگ شده. او دوستان با برادر من و او واقعا دوست من اما من نمی توانستم دوست پسر پس برادر من گفت: “شما نمی توانید صحبت کردن به خواهر من.” اما Nickolas همیشه ماندگار. او همیشه امتحان کنید, امتحان کنید, امتحان کنید, امتحان کنید, امتحان کنید. او گفت: یک روز “شما در حال رفتن به جهنم همسر من.” زمانی که من رشد کرده و من برگشتم [برای شیکاگو] و شروع زندگی حرفه ای من او یکی از شماره 1 هواداران است. ما شده اند با هم برای 20 سال و ازدواج برای چهار سال است. حتی با حبس خود را, او به من تماس بگیرید در هر روز. او را دریافت کنید و با من تماس هر روز صبح در راه من به کار. زمانی که من به خانه خواهد آمد با من طرح درس او می تواند در تلفن به من کمی ایده هایی برای کودکان است که تدریس میکنم.

آنچه ما واقعا عشق بود رفتن به La Rabida در lakefront در اینجا در سمت جنوب. با هم ما می خواهم به تماشای خورشید آمده است. او سقوط در عشق با طلوع عمیق تر از من. Nickolas خواهد گفت: “بیا برویم.” من فقط به او نشان داد چیزی متفاوت است. او را دیدم که چگونه صلح آمیز آن بود و چگونه پرتوهای خورشید می آید تا آب تقریبا به عنوان اگر آن است که ناشی از آب خود را. و او دوست داشت که تماشای خورشید. من پسر او آن را دوست داشت.

من نمی دانم اگر آن را هنوز هم همان خواهد بود اگر من رفتم هر چند در حال حاضر. من در حال حاضر در چیزهایی که من واقعا دوست داشتم برای دیدن, مانند افق است و همه آن را احساس می کند خیلی تاریک است. آن را به یاد من, آه خدای من, من یک عمر به رفتن بدون او. همه چیز در شهر ما زیبا بود که من کسل کننده است در حال حاضر. من از دست او بسیار است. من از دست صدای او. من فقط از دست صحبت کردن به او. او my soulmate و من می دانم که من هرگز یکی دیگر. او واقعا بود.

که چرا من باید به مبارزه برای او چرا که او قرار است به اینجا. او مبارزه کرده اند برای من. من اعتقاد راسخ به خدا کار من نیست سوال که چه اتفاقی افتاده به Nickolas اما من باید به مبارزه به مطمئن شوید که آن اتفاق نمی افتد و به هیچ کس دیگری.

Nickolas کاملا خوب و سالم زمانی که او در سمت چپ فدرال بازداشت چرا که او تا به حال برای به دست آوردن یک گواهی پزشکی برای انتقال به طبخ زندان شهرستان است. او تاریخ دادگاه قرار بود اوایل ماه مارس به, اما با توجه به همه گیر آنها موکول آن به مارس 22. او هرگز آن را به آن روز.

آن را آغاز دومین هفته از ماه مارس است. من صحبت کردن به Nickolas هر روز چند بار در روز و یک روز او به من گفت که دو بیمار زندانیان در خوابگاه-سبک ردیف که او با 50 نفر دیگر. ما واقعا آگاه در همه چیز در مورد کوروناویروس که در آن زمان. من گوش دادن به شهردار Lightfoot و فرماندار پریتزکر در اخبار روزانه جلسات بنابراین من می تواند پهلو به پهلو از آنچه آنها می گفتند تا آنجا که علائم و هشدارها و فقط هر چیزی در مورد ویروس. بنابراین من می خواهم به او بگویید علائم و یک روز او گفت: “کاساندرا برخی از مردان دارای این علائم من فکر می کنم آنها باید این ویروس است.” من گفتم: “نیک نگران نباشید. آنچه که من نیاز به شما را به انجام است که برای پوشش بینی و دهان خود را در طول کل روز با تی شرت خود را زیرا آنها می گویند آن را هوابرد و زمانی که شما با من تماس شما نیاز به جدا کردن تی شرت و بسته بندی آن را در اطراف تلفن.” او که اما آقایان در ردیف ندارد, هر یک مطابق با اصول بهداشتی محصولات و یا هر چیزی. منظور من مطلقا هیچ چیز. و هنگامی که شما در یک اتاق با 50 آقایان, آن را بسیار سخت برای منزوی کردن خود است. بنابراین من فقط از او پرسیدم لطفا سعی کنید به ماندن امن است. به طوری که زمان رفت و همراه مردان در ردیف شد و بیشتر و بیشتر بیمار است. ما هر دو می ترسیدند. او می خواست به حرکت به دور از ردیف ،

Nickolas حتی تا آنجا پیش رفت که او در بر داشت یک واحد طبقه پایین. او گفت: آن را برای مصرف و نبود بسیاری از مردم وجود دارد. او امیدوار بود که آنها می خواهم او را به پایین وجود دارد فقط او می تواند سعی کنید به فاصله اجتماعی خود را. او فقط می خواستم به زندگی می کنند. به خاطر دارم یک بار من بر روی گوشی و شنیدم که یکی از آقایان در نزدیکی او گفت: “من احساس می کنم در مورد به تصویب.”

که زمانی که من آغاز شده و خواستار تلاش برای دریافت Nickolas نقل مکان کرد و از ردیف. بنابراین من خواستار تماس. Nickolas از من پرسید روزانه ما تماس “آیا کسی پاسخ خواهد داد؟” من مثل هیچ. او را به پنجره و سوال کردن از نگهبانان مانند “وجود دارد دیگر اعداد به جهنم همسر من می توانید تماس بگیرید ؟ او نمی تواند از طریق اینجا در بخش 8.” و آنها می گویند او می تواند تماس که اهل بیت, اطلاعات تلفنی. من آن را به نام فایده ای نداشت.

سرانجام در مارس 28 کسی که پاسخ تلفن. او بسیار مودب است. او به من توضیح داد که در طول این همه گیر آنها کوتاه کارکنان. وجود دارد هیچ مددکاران اجتماعی در دسترس برای من صحبت می کنند. به من گفت: “خوب. است وجود دارد یک گروهبان که من می توانم صحبت می کنند؟” او گفت: به او 24 ساعت و کسی که به من دریافت کنید. شوهر من را نشان نمی دهد او اولین علامت تا روز بعد بود که مارس 29. او گفت که او تا به حال گلو درد. من هنوز گفت: خدا فقط اجازه دهید آن را یک سرماخوردگی. بنابراین من خواستار تماس تلفنی است. من خواستار تقسیم 8. من خواستار زندانی اطلاعات تلفنی. من خواستار تام دارت ، من خواستار palm bae [خدمات بهداشت و درمان]. هیچ کس پاسخ دادن. شوهرم بهداشت روزانه در حال کاهش است. آن را خیلی سریع و خیلی سریع. شما نمی خواهد باور آن است. آن رفت و از گلو به یک تب از تب به از دست دادن حس چشایی و بویایی به لرز از لرز به مجموع ضعف است. من هنوز در تلاش برای تشویق Nickolas چون من نمی خواهم او را به وحشت. اما در داخل من وحشت. تماس با من. من حتی رفت و به زندان گیتس و من می توانید ببینید نگهبانان ورود و خروج. من از آنها خواست برای کمک و یا مشاوره. آنها تا به حال هیچ کدام برای من اما فقط تماس بگیرید.

شوهرم تماس با من روزانه “آیا شما صحبت می کنند به کسی هست؟” عزیزم من در حال تلاش هستم. من در تلاش هستم. این یکی از بدترین چیزهایی است که می تواند اتفاق می افتد به هر انسان; به گریه کردن برای کمک و فقط احساس می کنم سکوت. در نهایت آنها در زمان شوهر من در تاریخ 6 آوریل به Stroger ICU بیمارستان. طبخ زندان شهرستان هرگز به نام من حتی. من از کسی که خود را در ردیف که Nickolas رفته بود به بیمارستان.

هنگامی که او به Stroger شوهر من در حال حاضر در یک مرحله شدید از COVID. پزشکان و پرستاران وجود دارد بسیار فوق العاده برای من است. من به نام در سراسر ساعت. من صحبت کردن در مورد من تماس بگیرید در 2:30 AM یا 4 هستم. در صبح است. من می دانستم که هر پرستار در هر برنامه. من می دانستم که شخصی دکتر که با من تماس روزانه به من نگه داشتن پهلو به پهلو با وضعیت خود و چه می گذرد. من سپاسگزار برای آنها. و من خوش شانس بود که من قادر به صحبت با Nickolas برای آخرین بار در آوریل 11 در 7:30 PM.

من گفتم: “Nickolas من شما را خیلی دوست دارم. من به شما نیاز دارند.” من نگه داشته و او را تشویق. شما می دانید که من یک فرد قوی و این نخستین بار بود که او احساس چیزی بود و شکست دادن او. Nickolas گفت: “کاساندرا است که مردم ضرب و شتم این؟” به من گفت: “عزیزم هزاران نفر هستند و شما در حال رفتن به یکی از آنها خواهد بود.” بود که من در نماز است. مردم هرگز درک درد و عذاب است که گفتگو. که من آخرین گفتگو با شوهرم. خدا نیک دیدم جا برای چیز دیگری است. او در گذشت صبح روز بعد 12 آوریل در یکشنبه عید پاک در 4:28 AM. او 42 سال است.

هنوز هم من از اینجا مبارزه روزانه با تظاهرات خارج طبخ زندان شهرستان به دلیل شما می دانید تا به حال یک نفر فقط یک نفر فقط جواب داد: من شنیده فریاد شنیده من درخواست و فقط کمک به شوهر من او هنوز هم می تواند امروز در اینجا. او در اینجا خواهد بود.

این عادلانه نیست به او. این عادلانه نیست به من. خانواده ما هیچ کس نیست. من می خواهم به مبارزه برای او تا روز مرگ من چون من می دانم که او خواهد آن را انجام داده اند برای من. این را متوقف کرده است و زندگی من به عنوان به خوبی. ما تا به حال آینده او یک شانس برای بازگشت به جامعه و توان تولیدی شهروند. Nickolas به تصویر کشیده شده در رسانه ها به عنوان یک جنایت کار محکوم توسط کلانتر, هنگامی که او درگذشت. او یک فرد است. او نبود “بازداشت شدگان 3.” او نمی میرند “ایست قلبی” به عنوان کلانتر, به رسانه ها گفت. آیا سابقه کیفری وی حکم او را به مرگ ؟ که همه من می خواهم به می دانم که به عنوان همسر خود.

همه از حقوق اساسی و Nickolas را نقض شده است. به همین دلیل ما یک سیستم قضایی در محل قرار داده برای شوهر من برای رفتن به عقب در مقابل قاضی پس او هم می تواند یافت می شود به جرم یا گناه نیست. او دریافت نمی کند که شانس. طبخ زندان شهرستان یافت می شود او را به جرم و او را محکوم به یک, کند, مرگ دردناک با کوروناویروس. از آن زمان سه زندانی به مرگ قبل از آنها به صورت ماسک Nickolas بودن سوم. بنابراین من قصد دارم برای ادامه جنگ چون من به. من می خواهم جهان را به می دانم که مرگ او مانع شده اند می تواند.

عدالت برای من برای دیدن طبخ شهرستان کلانتر تام دارت یا استعفا یا اخراج کنید و سپس پیش بروید و زندگی می کنند زندگی خود را با خانواده خود را. عدالت به معنی پاسخگویی و مطمئن شوید که این اتفاق نمی افتد به یکی دیگر از خانواده است. به همین دلیل من جنگ هر روز به خاطر من از دست این نبرد برای شوهرم. من. شما می دانید بسیاری از مردم می گویند کاساندرا, شما نمی, شما سعی کردم بهترین است که شما می توانید. من از دست نبرد. هیچ راه دیگری به آن نگاه کنید. من از دست این نبرد برای Nickolas لی, اما من هنوز هم اینجا. خدا به من در اینجا برای یک دلیل. آن را در حال حاضر به ادامه مبارزه برای دیگران. من نمی توانم اجازه دهید این اتفاق می افتد به یکی دیگر از خانواده است. v

کاساندرا گریر-لی است که در خارج از بخش 10 در طبخ زندان شهرستان هر روز در 1 ساعت. او از هر کسی که می خواهد به افتخار شوهرش حافظه و یا حمایت از افرادی که در حال حاضر زندانی.

این داستان تولید شد توسط اداره شهر یک civic journalism lab مستقر در شیکاگو است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im