آشپزی اعتراف

در ماه ژوئیه گذشته با خودم می گفتم من انجام شد با آبه Conlon. اما در اینجا من دوباره.

اگر شما پرداخت توجه زیادی به خواننده‘s غذایی پوشش بیش از نه سال گذشته شما می دانید Conlon به عنوان یک بار مبهم زیرزمینی آشپز که باز لوگان مربع چربی برنج و رفت و به ساخت شهرت ملی برای مواد غذایی با الهام از جنوب چین شبه جزیره ماکائو.

اگر برای برخی از دلیل شما پرداخت توجه به شیکاگو رستوران رسانه های اجتماعی دو هرج و مرج تعطیلات آخر هفته پیش شما می دانید که شهرت رو کشیده و کشیده ، در واقع این مسئله به وجود آمد جمعی عذاب و اعتراض پس از جورج فلوید قتل: تعدادی از شیکاگو سرآشپزها و رستوران ها نامیده می شدند در رسانه های اجتماعی به اشکال مختلف از اتهام بد رفتاری پس از ارسال به ظاهر خود خدمت حمایت از زندگی مهم جنبش (یا در یک مورد آشکار رد آن).

اما Conlon ماجرا واقعی پاپ کورن لزبین. رهبری تا حد زیادی توسط یکی دیگر از زمانی زیرزمینی آشپز و مختصر چربی برنج کارمند جوی Pham, آن را در قالب یک بلیزارد از Instagram پست به نقل از کارمندان سابق متهم Conlon, و در برخی از موارد خود را شریک آدرین Lo, از همه چیز از نژادپرستی فرهنگی تخصیص بودجه به دستمزد سرقت.

اما آنچه که می آید در سراسر قوی ترین تصویر از Conlon به عنوان متکبر و بی اعتنا; یک belittler و berater مستعد ابتلا به غیر قابل پیش بینی انفجار خشم; نمایشگاه در این مورد در برابر آشپزی سمیت.

برخی ممکن است پیدا کردن آن را آسان به رد شکایت از کارمندان سابق با سوء ظن, و یا بی اهمیت جلوه دادن خود به شدت ناراضی برف ریزه sniveling اما داستان در زمان من حق بازگشت به تابستان گرم صبح در باریک محل سکونت آشپزخانه Conlon درمان خودم و دو نفر از همکاران به مادر همه بداخلاقی.

اما اجازه دهید من به عقب است. من مهتاب به عنوان یک ویرایشگر برای یک مجله مستقل در مورد پخت و پز با شاهدانه. آن را به نام آشپزخانه Tokeو مثل کار من در خوانندهآن را مقدار زیادی از سرگرم کننده است. من به کار با سرآشپزها از سراسر کشور بسیاری از آنها پرشور در مورد کار خود و هیجان زده به آن را ببینید برجسته در یک قهوه-جدول-زرق و برق دار در سطح بین المللی توزیع مجله چاپ.

من نوشته ام در مورد Conlon یک دسته از بار در طول سال برای خواننده. هیچ سوال او را درخشان آشپز. من عاشق مواد غذایی خود را. داستان خنده دار و جالب و سرگرم کننده است. من همیشه در زمان آبه را خواستار شد.

من تا به حال شنیده ام او را در مناسبت بود کمی کوتاه و مختصر و بی اعتنا به کارکنان و حتی به پایین—اما من chalked آن را به فشارهای روزمره مشغول آشپز در حال افزایش است. برخی از سرآشپزها پانچ راه خود را در کسب و کار توسط پانچ را در کارکنان خود را. این همه بیش از حد معمول پذیرش حقیقت در مورد صنعت. شما می توانید می گویند من در میان کسانی که در رسانه ها در نظر گرفته که چربی برنج یک “عزیزم” به عنوان Pham توصیف غذایی مطبوعات شیفتگی با آشپز و رستوران.

Conlon خدمت کرده بود شاهدانه حاوی شام با او زیرزمینی supper club X-مارکس قبل از او باز چاق, برنج, و من می دانستم که او دوست داشت به دود علف هرز البته من می خواستم به ویژگی های او را در آشپزخانه Toke. مستقل از خودم, مجله بنیانگذار و طراح Joline ریورا به همین ایده و ما در هر تن به تن Conlon در مورد ویژگی او در آینده ما مسئله سقوط.

ریورا شناور امکان آبه پخت و پز در برخی از مشخصات بالا رویدادهای او می خواهم راه اندازی شده است به معاون کشیش بخش (برای شهر نیویورک طراح لباس هیپ هاپ, جشنواره, سال نو حزب حوا). در ضمن Conlon و من spitballed ایده و تصور یک پیچ خورده لذیذبه سبک عکس با دستور set در حفظ جنگل با آبه پخت و پز در فضای باز جشن حاوی گونه های سازگار و ترپن جدا برای دوستان خود. ریورا و من به او گفتم او می تواند طبخ هر آنچه او می خواست.

اما آن مشغول زمستان منجر به شلوغ فصل تابستان است. در مارس آبه بود پخت و پز در حوادث اطراف انجمن ملی رستوران سالانه کنوانسیون و جیمز ریش جوایز, و بعد همه چیز گیج کننده هنگامی که چربی برنج کردم و گران قیمت جدید به عوض کردن آشپزخانه.

ریورا و من مشغول بودند کنار هم قرار دادن بقیه از این موضوع و کار ما دیگر مشاغل و ارتباطات شد نامنظم. اما در اواخر ماه ژوئن Conlon پیشنهاد منو از پنج ظروف و هر مشخصات خود من خریداری چند صد دلار ارزش شاهدانه برای او به بازی با در دستور العمل های خود را. من هم مرتب برای چند صد دلار ارزش ترپن ها به حمل شود راه من از سان فرانسیسکو تولید کننده مشتاق به آنها را به آشپز بزرگ دست. (ترپن ها هستند معطر ترکیبات آلی است که به های مختلف گونه های شاهدانه خود را متمایز عطری و طعم دهنده. آنها سرگرم کننده برای طبخ با.) مانند یک فروشنده مواد مخدر به من تحویل آن به آبه در چربی برنج را در یک کیسه کاغذی.

او به نظر می رسید هیجان زده برای شروع, اما پس از آن ما مهلت شدند و به سرعت نزدیک. آن را خیلی دیر شده بود برای سوار شدن یک عکس ساقه و بیش از تلفن ریورا و Conlon حال تنش و اختلاف نظر بر سر مکان و زمان. بعد از این ریورا به من گفت Conlon سعی کردم به “پرتاب شما را زیر اتوبوس” برای ارتباط ضعیف بود که تا کنون متوقف روند. در یک جداگانه ارز با من Conlon سرزنش او برای همین است. “برخی از گه ممکن است راه خود” او texted me. “Sry.”

یکی از چیزهایی که شما می توانید تعداد مورد ریورا است که او را نمی گه از هر کسی. و یکی دیگر: او را به شدت وفادار به افرادی که با او کار کنید. سوم: او هیچ وقت برای درام. او پیشنهاد کرد که ما کشتن Conlon ویژگی و حرکت به چیز دیگری اما من دست پاچه شد که ما تا به حال چیزی برای جایگزینی آن با در زمان و من او را متقاعد به ماندن در این دوره است. “این فقط یک روز” من استدلال کرد. “شما شلیک [عکس] او. ما می توانید از دستور العمل های. من نوشتن داستان و ما هرگز به مقابله با او دوباره.” من vouched برای او حتی پس از او تلاش برای بدست آوردن من در مشکل با رئیس. من به او بگویید در مورد آبه متن توصیف او به عنوان “نوع ظروف سرباز یا مسافر.” من به شدت می خواستم به آن را به کار.

تاریخ و محل شد و در نهایت تنظیم و ریورا توزیع یک برنامه ریزی دقیق با مهلت برای همه درگیر. عکاس فرانک Lawlor خواهد شلیک Conlon در ریورا آشپزخانه در حالی که Conlon آماده شده یکی از پنج دستور او وعده داده شده بود اما در عین حال به ارائه: Pâté-پر پیاز گلبرگ با شاهدانه قهوه ای, کره, عطر با ترپن ها و خرد شری Gastrique. من که قرار بود به نشستن در یک پرواز بر روی دیوار وجود دارد به گزارش هر آنچه که بیرون آمد از حال کردنی Conlon دهان به عنوان او را از چیزی. دیگر غذاهای ضرورت می باید شات بعد در یک استودیو با یک غذای سبک.

در روزهای منتهی به ساقه ما بارها و بارها از او خواسته به ما بگویید آنچه که او مورد نیاز از لحاظ مواد تشکیل دهنده تجهیزات و لوازم. ما از او خواست تا برای دستور العمل های او متعهد به توسعه از آنجا که ما تا به حال یک تعهد به ارسال آنها را به تستر در لس آنجلس ASAP. اما امتداد روز گذشت بین ارتباطات معمولا ایمیل های ارسال شده از پایین.

این نمی شد و شرایط ایده آل برای یک عکس, اما , آشپزخانه, Toke یک تکه عملیات. ما رول با مشت.

هنگامی که روز آمد آشنا شدم آبه در درب. او به نظر می رسید مزاحمت. او نمی تواند پیدا کردن یک نقطه پارکینگ به طوری که او تا به حال به قهر کردن و پف یک پشته از پلاستیک ظروف نگهداری کامل از مواد تشکیل دهنده از یک زن و شوهر از بلوک دور. در بالا از آن او می خواهم پخته شده برای فرماندار شب قبل پس من فکر کردم آن را به حال شده است در یک صبح است.

شاید به همین دلیل است که من نگه داشته در دهان من بسته من بعد از معرفی او به Lawlor و ریورا و او خواستار او حذف او کمی Malteses چرا که او نمی خواست به “پایکوبی در یکی از آنها و کشتن آن.”

نبود زمان زیادی برای پردازش سطح تهدید در بیانیه ای که قبل از همه چیز رفت به طور کامل خاموش ریل. Conlon شد به طور فزاینده ای آشفته به او خود را تنظیم محیط کلی محل شکایت در مورد آنچه که یک انت هفته او می خواهم به حال کل فرایند چگونه بوده است, fucked up و یک درد بزرگ در الاغ او را و چگونه او در گرفتن پرداخت برای همه مشکل او گرفته بودم. این موضوع هرگز مطرح—آشپزخانه Tokeمانند هر روزنامه نگاری تلاش نمی پرداخت داستان آن افراد است. بنابراین من در نهایت صحبت کرد: “آبه زمانی که غذا و شراب می کند یکی از ویژگی های شما را به آنها پرداخت شما؟”

این حیرت زده او را به سکوت لحظه قبل از او تحصیلات من: “اما من معادل 30.000 دلار در تبلیغات رایگان! و شما می دانید چه, مایک, شما بچه ها نیست , مواد غذایی و شراب.” اما سوال او مجموعه ای خاموش. او شروع pinballing در اطراف آشپزخانه کوبیدن مواد تشکیل دهنده در اطراف و bellowing در مورد چیزهایی که ما وعده داده شده و هرگز تحویل داده شده همه مربوط متعدد بزاقی F-بمب. من نمی تواند کمک کند اما متوجه چاقو کیت باز بود در مقابله. در یک نقطه آبه پا به سمت ریورا و Lawlor پا بین آنها است.

این زمانی است که ریورا کشیده پلاگین. “این است که بیش از,” او گفت:, و چپ آشپزخانه در حالی که Lawlor و من پیشنهاد آبه به طور فزاینده فوری تشویق به خارج به عنوان او ادامه داد: به بیهوده گویی.

“آبه, خفه شو” به من گفت. “هیچ کس نمی خواهد آن را بشنود.”

“نگه داشتن دهان خود را بسته و” به من گفت.

و سپس مانند یک سکه-فروشگاه Don Corleone: “شما مرده به من گفت:” من. “لعنت به تو.”

بین ریورا Lawlor و خودم ما کار کرده ام با صدها نفر از سرآشپزها در حرفه ما اما این چیزی بود که کاملا بی سابقه است. پس ما خیلی تکان داد ، اما ما آن را تکان داد ، در عرض 20 دقیقه ما تا به حال یک آشپز جدید در هیئت مدیره آماده و مشتاق برای رفتن. او را فراموش کرده ام به ما گفت: هر یک از دیگر.

زمانی که من در آن بعد من در واقع احساس بد است که من می خواهم از دست من سرد و صحبت بنابراین unprofessionally. و من فکر کردم در مورد صنعت رستوران و بومی مشکلات و نمیفهمد آبه ممکن است در برخورد با مسائل خیلی بیشتر نگران از کم بودجه مستقل ساقه عکس. همه من می توانم فکر می کنم این بود: “خدا را شکر من اصلا به کار است که دیوانه است. که باید افتضاح است.” من به چند نفر از دوستان چه اتفاقی افتاد اما من بیشتر نگه داشته و آن را به خودم.

من نوشتن این داستان در حال حاضر در همه زشت خود را با جزئیات به خاطر آن احساس خوبی به پا زدن Conlon زمانی که او را پایین. او صادر شده و او عذر خواهی و وعده به انجام بهتر در Instagram و در مصاحبه ها و در تریبون و بلوک باشگاه. (اما اگر شما تا کنون صحبت به Conlon برای بیش از ده دقیقه, شما می دانید که آنها صدا مانند آنها که از یک فرد کاملا متفاوت.) آن زمان این رفت و مطبوعاتی او تا به حال در پاسخ به درخواست من برای نظر.

من نوشتن این داستان یک سال پس از این همه اتفاق افتاده چون من نمی تواند متوقف کردن فکر کردن در مورد تمام بار من نکات و توقف کامل چراغ قرمز که چیزی به طور جدی اشتباه—و من همچنان به قهرمان Conlon و کار خود را.

شده است وجود دارد بحث در مواد غذایی رسانه ها در سال های اخیر در مورد این که آیا آن را اخلاقی برای پوشش کار شناخته شده معتادان و من پرداخت می شود خدمات لب به آن خودم. بنابراین من می تواند متوقف کرده ایم برای یک دقیقه و تجدید نوشتن در مورد Conlon زمان او را شکست midsentence طی یک مصاحبه تلفنی به جویدن کسی در پس زمینه.

من می توانم به او گفت به زمانی که او شروع به صحبت کردن می گه من ،

پس از آن زشت صبح تابستان گذشته من می توانم شروع به پرسیدن سوال به جای تلاش برای قرار دادن آن همه پشت سر من.

و این بهار من قطعا می تواند سخن گفته اند تا زمانی که یک همکار امن یک دستور از Conlon, از طریق, Lo, برای , خواننده, آشپزی, پروژه ما مشغول به کار بودند ، اما به جای من اجازه دهید آن را اسلاید. “جهان یک ظرف غذا در حال حاضر” من فکر می کردم. “که همه در گذشته و آن را بزرگ آنها کمک کند.”

من شده است به دنبال بازگشت و wincing در برخی از شوخی با دین انت چیزهایی که من نوشته ام در طول سال به عنوان یک منتقد رستوران. چند روز پیش یک دوست پیامک من نظر خود را که “هر مرد و هر مرد سفید دارای رفتار به پشیمانی.” شاید من تا پایان حسرت نوشتن این داستان اما نه تا آنجا که من حسرت با استفاده از پلت فرم به افزایش عزیزم رسانه ای که معلوم بود هیچ عزیزم. همه در همه ، v

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

آهنگ پیشواز همراه اول